یزد
یزد به نوعی مرکزی ترین استان ایران است و کاملا خشک و بیابانی است. معماری آن حایز اهمیت است که من اسمش را می گذارم معماری خشت و گل. بسیاری از بناهای تاریخی این شهر همچون گذشته حفظ شده اند. همانطور که گفتم از حضور در کویر و این منطقه از ایران خوشحالم و این خوشحالی وقتی بیشتر است که می بینم یزدی ها اهتمام ویژه ای در حفظ و نگهداری از آثار تاریخی شان به خرج داده اند. تقریبا در خیابان های اصلی این شهر هر پانصد متر ، یک یا دو تابلو وجود دارد که شما را به یک قسمت گردشگری هدایت می کند.
در فرهنگنامه ویکی پدیا در مورد یزد می خوانیم: استان یزد از سرزمینهای تاریخی است که در میان ایالتهای قدیمی و بزرگ پارس، اصفهان، کرمان و خراسان قرار داشته است. آبادی نشینی در این منطقه از قدمت طولانی برخوردار است. این سرزمین از گذرگاههای مهم در ادوار تاریخی محسوب میشده است. این ناحیه در دوره هخامنشیان از راههای معتبر موسسه های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده است. راهداری در یزد قدیم چنان اهمیتی داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداری ناحیه میبد به پادشاهی رسیدند. با اینهمه این استان از درگیریها و جنگهای تاریخ کشور ایران تا حدودی ایمنی داشته است. صعبالعبور بودن راهها به همراه محدودیت منابع آبی مانع عمده تسخیر این منطقه توسط بعضی از حکومتهای بزرگ و کوچک حاشیه و پیرامون این منطقه در طول تاریخ بوده است.
وجود آثاری از مهر و آناهیتا، ایساتیس و هخامنشی و زندان اسکندر و برج و بارو و کهن درهای بزرگ و عظیم و پناهگاههای متعدد و موبدان و سران ساسانی و ابنیه و یادگارهای بعد از اسلام نظیر مساجد و امامزادهها و مزارها نشانگر فرهنگ و تمدن قبل و بعد از دوره اسلامی بوده است.
شهرهای یزد عبارتند از : یزد ، اردکان ، میبد ، بافق ، بهاباد ، تفت ، ابرکوه ، مهریز ، خاتم ، صدوق ، طبس
اما مناطق گردشگری شهر یزد: آب انبار شش بادگیر- آتشکدهُ یزدان- امیر چخماق- باغ گلشن طبس- پیر سبز چک چک- خانه ی لاری ها- دخمه ی زرتشتیان- رباط ساغند- زندان اسکندر-سرو کهن ابرکوه- غار چهار طاقی- قلعه ی مروست- قلعه ی ندوشن- مسجد جامع کبیر یزد- مسجد شاه ولی- میدان و حمام خان - باغ دولت آباد. یزد یکی از معدود مناطقی در ایران است که هنوز زرتشتیان در آنجا زندگی می کنند شاید به همین دلیل است که در یزد من ترجیح دادم به دیدار اماکن زرتشتیان بروم.
تصویر:Iran2006 pir-e-herisht 1.jpg
معبد مقدس زرتشتیان، پیر هرشت
اولین جایی که رفتم آتشکده زرتشتیان بود که گویا آتشی که در آنجا روشن است از معبد آناهیتا در هزار و پانصد سال پیش آورده شده است. خیلی جالب بود. نکته ای که در دیدار از آتشکده برایم جالب بود مقاله ای بود که در کنار آتشدان بر روی دیوار نصب شده بود.
در آن زرتشتیان اشاره کرده بودند که توجه شان به آتش نه از پرستش آتش بلکه به خاطر پاکی آتش است. چند سال پیش که نظام درصدد برخورد با مساله آتشبازی چهارشنبه سوری بود ، صدای رهبری را در ماشین هایی با باند های سیار پخش می کردند که آتش پرستی کفر است وفلان و بهمان ! کاش ما روزنامه نگاران بجای خیلی از شلوغ کاری هایی که آخر سر هم نتیجه بخش نبود ، می رفتیم دنبال این که آیا آنها که آتش را مقدسی می پندارند ، آتش پرستند ؟ آیا من ِ ایرانی که برای رسوم گذشته از آتش می پرم گناه کرده ام ! باز که رفتم کانال چهار ( با عرض پوزش از همسر محترم )
به غیر از خانه لاری ها که قابل توجه است با رافونه به موزه آب هم رفتیم که خیلی جالب بود. در یک نمای جالب و تو در تو ، تلاش هزاران ساله مردمان این خاک در بدست آوردن آب به تصویر کشیده شده بود.
آخرین جایی که در یزد دیدیم زندان اسکندر.
گویا اسکندر در ادامه کشورگشایی هایش ، در این نقطه و از این بنا به عنوان زندان استفاده می کرده است. بنای جالبی است.
+
نوشته شده در 7/25/1386ساعت 04:30 توسط یزدی -
نظرات(2) -
ارسال نظر -
06:59, 7/26/1386
مدیر وبلاگ گفت :
این مطالب بسیار ساده لوحانه نوشته شده و من آنرا اینجا آوردم تا تفکر بعضی از آدمیان را بسنجیم
آیا ترقه بازی و انفجارات مهیب سنت ایرانیان است
اصلا ایرانیان قدیم مگر ایام هفته داشتند روزهای آنها بر مبنای هفته تقسیم نمیشد
[ايميل ايشان: ايميل وارد نشده است.]
11:10, 7/26/1386
يك بازديد كننده گفت :
سلام همشهری خوبم
وبلاگ زیبایی را ایجاد کردی
وقت کردی سری هم به همشهری خودت بزن
http://nasimekavir.blogfa.com/
[ايميل ايشان: ايميل وارد نشده است.]